سیره اهل بیت علیهم السلام

پرسش راجع به حماسه حسینی ارسال شده در تاریخ 1395/09/12 21:42
سلام و خداقوت عرض میکنم دو سوال داشتم
اول اینکه همیشه این موضوع برایم سوال بود که چرا امام حسین علیه السلام در زمان حکومت معاویه قیام نکردند؟دلیلی که من از این قسمت از کتاب و از صوت برداشت کردم این بود که یزید ظواهر دین را هم رعایت نمی کرد ضمن ان که رسما اعلام کرده بود میخواهد اسلام را حذف کند.ایا در هنگام معاویه هم از اسلام جز نامی باقی مانده بود؟فساد اقتصادی اثرات سوء بیشتری از فساد اخلاقی ندارد؟ان چه که ما در سیره امیرالمومنین میبینیم توجه اکید و شدید روی بحث عدالت اجتماعی و درکنار ان(شاید پس از ان)توجه به مفاسد اخلاقی بوده است.در صوت امده است که اگر حاکم ظاهرا فاسد نباشد ائمه تقیه می کنند.ایا ظاهر اسلام یعنی فساد اخلاقی نداشتن؟عدم رعایت عدالت و فساد مالی ظاهر اسلام نیست؟

سوال بعدی انکه استاد شهیددر فصل اول کتاب صفحه 48 میفرمایند که:بی شک مردم کوفه از شیعیان علی ابن ابی طالب بودند و امام حسین را شیعیان کشتند.

درصورتی که استاد رجبی دوانی صراحتا این مساله را رد میکنند .این تناقض چگونه قابل حل است؟

خیلی متشکرم از پاسخ گویی شما
سلام علیکم
استاد در پاسخ به سؤال شما فرمودند:
1- معاویه فساد داشت و چون آن را آشکار نمی کرد مردم به حقانیت امام حسین علیه السلام پی نمی بردند. ما معاویه را تطهیر نکردیم و نگفتیم کار او تأثیری نداشته. فسادی اقتصادی که او ایجاد می کند خیلی مؤثر است. ولی اول اینکه معاویه تظاهر نمی کرد لذا حضرت نمی توانستند در ظاهر استنادی دهند. دوم اینکه چون زرنگ بود و چیزی هم رو نکرده بود خون را پایمال می کرد. وگرنه در مقام تطهیر معاویه نبوده ایم.

2- مردم کوفه در سال 18 پس از تشکیل، ترکیب متفاوتی داشتند. در زمانی که امیرالمؤمنین علیه السلام آن جا را پایگاه خود قرار داد، عمدتا پایگاه شیعیان علوی شد. ولی بعد از شهادت حضرت در طول 20 سال تا جریان کربلا، افراد یهودی،مسیحی و بسیاری از طرفداران معاویه در کوفه مستقر شدند. لذا دیگر کوفه، فقط کوفه ی شیعیان نبود. اما شیعیان در کوفه بودند.
در شهادت امام حسین علیه السلام هم نقش داشتند. یک عده معدودی از این ها دنیاطلب شدند، عده ای سکوت کردند ولی عده زیادی هم مشارکت نکردند. اما آن هایی که نامه نوشتند وحضرت را دعوت کردند به هر حال زمینه شهادت را فراهم کردند چون بعد از آن کمک نکردند. ولی این که دقیقا شیعیانی که قیام مختار و توابین را راه انداختند، امام حسین علیه السلام را کشتند درست نیست و در هیچ منبعی هم ذکر نشده که قیام کنندگان خود جزء قتله حضرت بودند.
شهید مطهری(ره) هم کمک نکردن شیعیان و هم نامه نوشتن و کمک نکردن پس از آن و ایجاد زمینه شهادت را مد نظر داشته اند. هر چند معدودی از این ها مثل شمر زمان امیرالمؤمنین خدمت می کردند و پس از آن قاتل اباعبدلله شدند.
با آرزوی عاقبت بخیری
تاریخ اسلام و تاریخ انقلاب ارسال شده در تاریخ 1395/06/19 01:04
با سلام
چند منبع معتبر از نویسندگان معاصر در زمینه تاریخ اسلام و تاریخ انقلاب معرفی بفرماییدکه بطور اجمالی مباحث را مطرح کرده اند
سلام علیکم
استاد در پاسخ به سؤال شما فرمودند:
تاریخ اسلام: آثار آقایان جعفریان، شهیدی، سیدجعفر مرتضی عاملی، رجبی دوانی
به عنوان مکمل کتاب مروج الذهب مسعودی

تاریخ انقلاب: مجموعه کتاب های مرکز اسناد انقلاب اسلامی
امربه معروف عملی در قیام امام حسین علیه السلام ارسال شده در تاریخ 1395/06/19 00:58
با سلام و احترام
من از شاگردان شما در کلاس طرح حکمت هستم سوالی درباره قیام امام حسین داشتم.
امام حسین موقع خروج از مدینه فرمودند من به خاطر امربه معروف و نهی از منکر خارج شدم اگر حرفم را مردم قبول کردند که من محقترم و اگر قبول نکردند من آنها را به خدا وا می گذارم. این مطلب یعنی اینکه امام امربه معروف زبانی را انجام می دهند و اگر مردم قبول نکردند دیگر کاری ندارند و آنها را به خدا وا می گذارند و خودشان به محیطی امن می روند؟
یعنی اگر مردم کوفه دعوت نمی کردند از حضرت، امام به جایی امن می رفتند و دیگر امربه معروف زبانی و عملی نمی کردند و یا فقط به امربه معروف زبانی بسنده می کردند و دیگر قیام (امربه معروف عملی) نمی کردند؟
امربه معروف عملی در حرکت امام حسین کدام است؟ قیام حضرت یعنی به پاخواستن و خروج از مدینه ،امربه معروف عملی است؟
ممنون
سلام علیکم
استاد در پاسخ به سؤال شما فرمودند:
حضرت فرمودند " انما خرجت لطلب الاصلاح فی امت جدی ، ارید ان امر بالمعروف و انهی عن المنکر و ان اسیر بسیرت جدی و ابی"
اسیر بسیرت جدی و ابی یعنی برای مستقر کردن آن تلاش می کنم. نه اینکه فقط امر به معروف زبانی انجام دهم.
در بحث های کتاب حماسه حسینی بیان شد اگر مردم کوفه دعوت نمی کردند امام برای قیام به جای دیگری می رفتند چون هدف قیام بیعت با مردم کوفه نبود. به همین دلیل هم بعد از خبر شهادت مسلم باز هم به حرکتشان ادامه دادند.
حرکت امام حسین به سمت کوفه مصداق هجرت و جهاد است و روز عاشورا مصداق امر به معروف عملی.
فرزندان حضرت ابوالفضل (ع) ارسال شده در تاریخ 1395/06/19 00:57
با سلام
آیا در کربلا و واقعه عاشورا فرزندانی از حضرت ابوالفضل (ع) حضور داشته اون به شهادت رسیدند؟
سلام علیکم
استاد در پاسخ به سؤال شما فرمودند:
دو نقل متفاوت وجود دارد که در یکی فرزندان ایشان حضور داشته و به شهادت رسیدند و در نقل دیگر حضور نداشتند.
امام زمان کجاست ارسال شده در تاریخ 1395/06/19 00:56
سلام
چگونه به افرادی که میگویند " امام زمان کیست و کجاست و آیا اصلاً وجود دارد" پاسخ مناسب ارائه دهیم؟ خواهشمند است غیر از دلایل نقلی به دلایل عقلی نیز بپردازید.
با سپاس فراوان
سلام علیکم
استاد در پاسخ به سؤال شما فرمودند:
بسیار بحث مفصلی است که می توانید در کتاب مهدی موعود مطالعه کنید.
اگر به دنبال منبعی برای بحث به صورت محدود هستید به نشریه موعود آثار آقای شفیعی سروستانی مراجعه فرمایید.
روایات چند وجهی ارسال شده در تاریخ 1395/06/19 00:54
سلام استاد
روایتی که امام صادق درباره ربنا اتنا فی الدنیا.. برای 2 نفر به 2 شکل متفاوت حسنه دنیا و آخرت راتعریف می کنند، اگر یکی از روایات به دست ما برسد چه می شود،شاید روایت همسر زیبا در دنیا و آخرت به عالمان برسد و معنی و منظور واقعی را متوجه نشوند
تکلیف این روایت و روایاتی از این قبیل که چند وجه دارد یا در حال تقیه گفته شده چیست؟

و اگر ممکنه کتابی در رابطه با خلقت انسان از نظر جسم و روح معرفی بفرمایید
سلام علیکم
استاد در پاسخ به سؤال شما فرمودند:
ما وظیفه ای نداریم. عالمان بر اساس میزان تلاش در بدست آوردن منابع و اجتهاد مسئولند. ما هم همان را می فهمیم و به همان عمل می کنیم. هم ما مأجوریم و هم آن ها.
ما مأموریم به آنچه به آن حجت داریم، نه آن چه حق است.

در سایت کتابخانه ملی جستجو بفرمایید.(nli.ir)
قیام مختار ارسال شده در تاریخ 1395/06/19 00:52
باسلام

درفایل صوتی استاد آمده بود که مشکل مختار محاسبه گری او بوده و قیام او مأجور و شاد کننده دل اهل بیت بوده است . بااحترام مطالب زیر به نظر اینجانب رسیده که برای اطمینان از درستی آن ارسال می دارم.

1- مشکل اصلی مختار این بود که امام پذیر نبود. نه در زمان امام حسین (ع) و نه در زمان امام سجاد (ع) و برای عقل خود در مقابل امام موضوعیتی قائل بوده است .

2- چطور ممکن است امام سجاد (ع) با زنده سوزاندن آدم ها در روغن و یا مثله کردن آنها که خلاف شرع است موافق باشند و احساس رضایت کنند . در حالیکه جد بزرگوارشان پس از ضربت خوردن می فرمایند فقط یک ضربت به ابن ملجم بزنید .

3- اگر انتقام مختار دل اهل بیت را شاد کرده ، دیگر چه نیازی به انتقام منتقم اصلی ( امام زمان عج ) می باشد ؟

سلام علیکم

استاد در پاسخ به سؤال شما فرمودند:

مختار نه در مقابل امام حسن علیه السلام، نه امام حسین علیه السلام و نه امام سجاد علیه السلام نایستاد. در زمان امام حسن علیه السلام با قوه محاسبه گریش به این نتیجه رسید که با این سپاه حضرت پیروز نخواهند شد. در زمان امام حسین علیه السلام در زندان بود و در زمان امام سجاد علیه السلام هم به خاطر فضای موجود و تقیه، خود حضرت هم نمی توانستند کاری کنند.

شاد شدن از عمل کسی به این معنا نیست که جزء جزء عمل قابل تأیید است. مثلا سپاهی به جنگی می رود و وقتی برمی گردد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تشکر می کنند. این به این معنا نیست که اگر در آن جا ظلمی به کسی شده یا درختی قطع شده و یا ... همه مورد تأئید حضرت است.

قصاص یک ضربه است اما این به معنای پاک شدن او نیست. کسی مثل شمر چه کرده؟ آیا با کشتن حساب او صاف می شود؟ این افراد کارهای متعددی کرده اند که قابل پاسخ گویی نیست. قابل پاک شدن نیست چون پشیمان نیستند. حضرت منتقم است اما باز هم تمام نمی شود و در قیامت به حساب آن ها رسیدگی خواهد شد.
لهوف و تحریف ارسال شده در تاریخ 1395/06/08 09:43
سلام علیکم
تو بحث تحریف و انواع آن شهید مطهری ورود اسرا به کربلا در روز اربعین را تحریف می دانند و می گویند که این مطلب جز در لهوف که آن راهم خود سید بن طاووس در کتابهای دیگرش تکدیب کرده ولاقل تایید نکرده در هیچ کتابی نیست و هیچ دلیل عقلی قبول نمی کند.
دو سؤال دارم: 1- آقای رجبی دوانی تو شبکه قرآن می گفتن در لهوف و کتب دیگر آمده و به آن صحه می گذاشتند. کدام را بپذیریم؟ اگر نظر آقای دوانی درسته پس نباید این حرف شهید مططهری را به عنوان مثال تحریف ذکر کنیم!
2- فرموده بودین که لهوف جز مقاتل معتبر است وحضرت آقا(حفظه الله) صراحتا ازش نام می برند. از طرفی از حاج آقا خوشوقت(ره) هم شنیدم که سیدبن طاووس تاریخ دان نبودن و بهتر بود لهوف را نمی نوشتند. جمع همه این ها چیه؟ چرا نفس المهموم شیخ عباس قمی را جای گزین لهوف نکنیم؟
سلام علیکم
استاد در پاسخ به سؤال شما فرمودند:
1- بحث های تاریخی تابع این جور قواعد نیست. گاهی بحث اصولی و کلامی و عقلی مطرح است این امکان وجود دارد اما در بحث تاریخی بواسطه اینکه افراد مختلف نظرات مختلفی دارند محتمل است که این تنوع پیش آید. اگر آقا از لهوف نام می برند، موضوع نسبی است. یعنی لهوف نسبت به سایر مقاتل بیشتر قابل استناد است نه اینکه به طور مطلق کامل باشد.
2- ممکن است شهید مطهری نظری داشته باشند و بقیه نظر مشابه آن نداشته باشند، مثل حریان حضرت رقیه. در بحث تاریخی بحث حق و باطل نداریم. بحث دسترسی های مختلف به اسناد مطرح است. در دست ایشان اسنادی قرار گرفته و در دست دیگران اسنادی دیگر. در جریان اربعین فردی کتابی نوشته و بیان کرده که محال است کاروان بتواند در آن مدت به کربلا برسد. فرد دیگری هم می گوید که کاروان را با اسب های راهوار از مسیرهای خاص بردند و به کربلا رسیدند.
با آرزوی عاقبت بخیری

© تمام حقوق براي بيان مرصوص محفوظ است. ذکر مطلب در رسانه هاي چاپي و الکترونيکي فقط با کسب اجازه قبلي مجاز است.

طراحی، برنامه نویسی و پیاده سازی توسط دیتالایف انجین